أبو علي سينا

مقدمه 10

رساله نفس ( فارسى )

وجود آن ، اين باشد كه در عصر شيخ يا كمى پيش از آن ، عده‌اى از دانشمندان اسلامى از قبيل اشعرى و باقلانى كه از طرفداران جوهر فرد بودند « 1 » منكر وجود نفس يا روح شده و به حدى درين امر راه مبالغه و افراط پيموده و در درياى ماديت مستغرق گشته بودند كه فيلسوف اسلامى بناچار از لحاظ معتقدات دينى و افكار فلسفى بر خود فرض و لازم دانست كه چراغ هدايتى فرا راه گمراهان مادى عصر خود بدارد و براى روشن ساختن اذهان مردم و اثبات وجود نفس و مغايرت آن با بدن به قدر وسع بكوشد تا با دلايل و براهين متقن و محكم از راه تلفيق قواعد و اصول دينى با مبانى فلسفى ، حقيقت وجود روح را ثابت كند . بنا بر اين مىتوان گفت كه هدف و منظور واقعى ابن سينا در نگارش آثار و تأليفات متعدد راجع به نفس همان اثبات وجود نفس و بقاء آن و رّد دلايل و عقايد طرفداران افراطى فلسفهء مادى بوده است . ابن سينا بر اساس قدرت ايمان و قوت منطق و قريحهء شاعرانهء خود ، دلايل و براهينى چنان متقن و محكم براى اثبات وجود نفس اقامه كرده است كه به ظن غالب تا آن زمان بىسابقه بوده و نه تنها موجب شگفتى و تحسين معاصرين و اخلاف اسلامى و اروپائى او گشته بلكه اين براهين قرنها پس از وى نيز در مغرب زمين شهرت و نفوذ و اعتبار و اهميت فراوان داشته است بقسمى كه بجرأت مىتوان ادعى كرد كه بعضى از نظريات بديع و افكار عميق و بلند فلسفى او در باب نفس پايه و مبناى فلسفهء جديد بشمار مىرود ، حتى برخى از عقايد و نظريات وى راجع به علم نفس ،

--> ( 1 ) - ابن حزم ، الفصل فى الملل و الأهواء و النحل طبع قاهره ، 1247 ج 5 ص 47 - 48 .